Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


خاطرات خاله جون و عليرضا

گل نازم يه سفر يكروزه به همراه عمه جان به قم  داشته و رفتن زيارت خانم حضرت معصومه (س) . آقاي پدر ميگفت سيدرضا اونجا نماز رو به طور كامل و صحيح خوند . مرد كوچكم نماز خوندن رو به خوبي ياد گرفته و مكبر مسجد محل شده مادر خانمي هم ميگفت با ذوق و شوق زيادي تو حرم ميرفته و ميگفته حضرت معصومه (س) خواهر امام رضا(ع) و من دوسش دارم . 

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت15:28توسط خاله جون | |

اين پستي كه من ميزارم با تمام پست ها فرق داره ميدونيد چرا ؟ چون گل ناز خاله ، جوجو خاله اونقدر بزرگ شده كه خودش توي وبلاگش كامنت ميزاره و تايپ ميكنه  امروز تا اومدم نظرات رو ديدم شوكه شدم و خيلي خوشحال . 

عليرضا جان منم دوست دارم عزيز خاله انشاالله يه روزي خودت بايد وبلاگت رو به روز كني اونوقت من براي شما كامنت ميزارم   يه print screen از نظر جوجو گذاشتم كه يادگاري باشه از سورپرايز شدن خاله جون

 متن كامل كامنت گل نازم . خودش نوشته دورش بگردم  

" سلام خاله جان .من برای اولین باره که نظر میدم...من برایت یک هدیه خوبی دارم خاله جون.از زحماتی که برای من کشیدی و حرف مرا گوش کردی خیلی راضی از دست تو هستم و متشکرم و من دیگر خیلی دوستت دارم ."

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ساعت9:55توسط خاله جون | |

چند وقت پيش كه رفته بودم تهران من و جوجو داشتيم بازي ميكرديم كه سيدرضا گفت: خاله جون بيايه بازي جديد اختراع كنيم .منم گفنم چشم . بازي از اين قرار بود كه عروسكهاي سيدرضا روجاهاي مختلف اتاق چيديم و با بتمن و ساير دوستان جنگچو بريم به جنگ ساكنين شهر (بازي هاي ما همش جنگيه  هميشه هم من بايد شكست بخورم

بعد از بازي جوجو رفت يه شهرك كوچيك ساخت 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت8:56توسط خاله جون | |

سيدرضا : خاله جون تابستون رو رفته بود شمال اونجا هم به ياد من بود ببنيد لب ساحل چي نوشته   

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان ۱۳۹۴ساعت8:40توسط خاله جون | |

هورا هورا تولد تولد 

بله ديگه كاملا پرواضح و مشخصه يه خبرايي... تولد سيد رضا و خواهرشه  

عليرضا 30 شهريوره وخواهرش 29 شهريور به اين خاطر تولد رو تو يه روز گرفتن اما خاله نبود عمه جون زحمت تولد رو كشيد مرسي عمه جون 

 

 

 مرد كوچكم امسال هست ساله شد

+نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ساعت9:7توسط خاله جون | |

نيمي از تابستون امسال رو جوجه اصفهان بوده و خواهرم ميگه فقط به دنبال فضا و ژست مناسب بود تا براي خاله ش عكس زيبا بفرسته  جاي تعجب داره چون سيدرضا خيلي طرفدار عكس نيست معلومه دلبندم دلش خيلي تنگ شده 

 

  

ورزشكار خاله

 هر وقت به اين عكس نگاه ميكنم دلم خيلي تنگ ميشه

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت11:38توسط خاله جون | |

عليرضا گل ناز خاله براي خاله نقاشي كشيده و به بابايي گفته بفرست براي خاله تا خوشحال بشه . منم مثل هميشه خوب خوشحال شدم ديگه   وروجك هاي خاله روز به روز عزيز تر ميشن

 

 اينم عكس خواهري  

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت11:19توسط خاله جون | |

 جوجوي خاله كمكش كرده تا ژله درست كردن اونم چه ژله ي خوشمزه اي  

+نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت8:4توسط خاله جون | |

گل من عيد 94 رو كنارم بود و حسابي بهش خوش گذشت . فقط از من ميخواست باهاش فوتبال بازي كنم و من و دايي هم حسابي باهاش بازي كرديم  

عليرضا و توپ سبز 

  

خواهر كوچولو

  

عشق داداشي به خانم خواهر

  

به آقاي پدر گفته عكس بگير مخصوص خاله 

 

 

 

 

 

 توت هاي مخصوص خاله

+نوشته شده در سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت8:32توسط خاله جون | |

گل نازم چقدر اين روزا دلم برات تنگ شده عزيز دل خاله اين روزا بيشتر و بيشتر احساس دلتنگي ميكنم چون ميدونم كمتر از دو هفته ديگه ميبينمت. گل كوچولوي من كلي خريد كردم و حسابي مهيا شدم تا ببينمت . توپ قل قلي (توپ فوتبال ) هموني كه مثل هميشه خودت خواستي . من نميدونم تو اين همه توپ رو چكار ميكني كه هر دفعه بهت زنگ ميزنم فقط ازم توپ ميخواي اونم چه رنگاي عجيب و غريبي مثلا اون دفعه رنگ سياه خواستي من و خاله زري كلي گشتيم تا يه توپ سياه پيدا كرديم  عزيز دلم زودتر بيا دل خاله بدجوري هواتو كرده و هنوز نيومده به فكر اينم كه كي برميگردي  فقط دعا ميكنم كه به سلامتي بياي و برگردي . ان اشاالله همه خواهرزاده هاي كوچولو رو خدا سالم پيش خاله ها ببره   

وروجك شيطون خاله

  

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت8:56توسط خاله جون | |