
چون نميتونست سوار سرسره بشه به همراه بابايي مشغول تماشاي بچه ها شد


اينجا هم محوطه پارك باديه
اول متعجب شد ولي بعد خوشش اومد

با آهنگي كه مي گذاشتن شروع ميكرد يه رقصيدن

اينم از پيام بازرگاني
اي هوار از دست اين بابايي و ماماني از دستشون خسته شدم فقط خاله جون خوبه![]()

اولين باري كه با مادر خانمي و آقاي پدر توي پارك رفت و اونجا شروع كرد به راه رفتن دقيقا يكسالگيش بود حسابي ذوق زده شده بود
نگام كنيد من چقدر سر به زير هستم

عكس يادگاري با عروسك پارك
ولم كنيد نميخوام عكس بندازم

آقاي پدر من ميترسن مواظبم باش

افتاد رود تشك بازي


دستهاي آقاي پدر هميشه مواظب جوجو هست و هم اون و هم ما هيچوقت نگران نيستيم

من هنوز توي شوك هستم بزاريد در بيام اونوقت ميگم بازي يعني چي

فقط بچه ها رو نگاه ميكرد البته فعلا

در آخر بايد بگم اون شب هم به جوجو و هم به ما خيلي خوش گذشت وقتي عليرضا رو آورديم پايين شروع كرد به دويدن توي محوطه پارك و هيچكس جلو دارش نبود به همه جا سرك ميكشيد و ميخنديد و مي دويد ما هم فقط دنبالش بوديم چون تازه راه رفتن رو ياد گرفته بود و ممكن بود زمين بخوره خلاصه بعد از كلي دويدن دنبالش و بازيگوشي اون آقاي پدر مجبور شد بغلش كنه چون هر لحظه ممكن بود زمين بخوره و اون اصلا ول كن نبودو دوست داشت بازي كنه فكر كنم اون شب به جوجو هم خوش گذشت
يه روز از اداره كه برگشتم خونه ديدم مادر خانمي داره به جوجو غذا ميده خودتون ببينيد چكار كرده . تا اينجا هم كه همه جا رو بهم ريخت با وساطت خاله جون بود
هوم ميرم به سوي غذاي خوشمزه

حالا ظرف غذا رو برميگردوني و غذا رو ميزيزي

بعدش ميبيني هيچي نيست شروع ميكني به خودن ظرف غذا

با يه خنده شيرين و حساب شده ماماني رو گول ميزني كه كاريت نداشته باشه ![]()

به به از خود غذا هم خوشمزه تره ![]()

اينم از قاشق

اونم با خنده ميخوري كه كسي كاري به كارت نداشته باشه ![]()

خوب همشونوخوردم

ماماني دعوا نكني ها ![]()

الهي فدات شم خرابكار ![]()

آقا من كاري نكردم ![]()

خاله جون تند تند عكس بگيره ديگه از اين فرصتها در اختيارت نميزارم ![]()

هورا همه جارو بهم ريختم

فداي اون ژستت

جوجو مثل اينكه خيلي خوشمزه بوده

خاله بفرما
چي گذاشتي كه به منم تعارف ميكني

حالا همه مواد رو با هم مخلوط ميكنيم

اه مادر خانمي ول كن ميخوام بازي كنم

بعد از اون همه خرابكاري مستقيم روانه حمام شد

اونجا رو هم به هم ريخت ورفت تو وانش نشست

وقتی کسی تعارفم نمیکنه خوب خودم بر می دارم ![]()

اول از همه سیب خوشمزه ![]()

عجب انگوریه گیر کرده خاله بیا کمک ![]()

نمیخواد بیایی خودم موفق شدم خرابکاری کنم ![]()

آقا رضا خیلی باهوش شده و زود حرکات رو تقلید میکنه اینم یکی از کارهای جالبش بود عکس رو ببیند

اول یه عکس ازم بگیرید تا بعدا برم سراغ تعمیرش

خوب بزار ببینم این لباسشویی در چه وضعیتی

آهای اهل خونه این لباسشویی خوب شد مزد منو نمیدید؟؟

وباز هم لباسشویی نگون بخت!! هروقت میره آشپزخونه اول میاد سراغ این و بعد هم فرگاز

این فرگاز رو هم مادر خانمی خراب کرده خسته شدم از بس واسیلتون رو تعمیر کردم

دیگه قدش بلند شده خوشکلم راحت به دستگیره های گاز دست میزنه

این شیشه هم خیلی خوبه ها

امروز یه کار دیگه هم کردم اگه گفتی چکار کردم ؟ امروز عسکت رو تو یه قاب کوچولوی خوشکل گذاشتم رو میزم حالا علاوه بر صحفه دسک تاپ کامپیوترم روی میزم هم عکس تو هست آخه اون فایده نداره خیلی اوقات که وارد برنامه میشم نمیتونم که تو رو ببینم واسه همین خودمو لوس کردم
و عکست رو گذاشتم رو میزم و هی بهش نگاه میکنم و کلی قربون صدقت میرم
میدونی چرا اینا رو بهت میگم واسه اینکه بعد ازاینکه بزرگ شدی به خودت ثابت بشه که من تو رو چقدر دوست دارم تو دنیای منی پسر قشنگم خواهر زاده عزیزتر از جانم ![]()
![]()
![]()
راستی امروز به خاطر یه موضوع خیلی ناراحت شدم . رفتم وبلاگ دوستم روز شمار زندگی فرزندم صبا دختر قشنگ ایشون بیمار هستن ازتون میخوام واسه شفای همه بیماران و صبا جون دعا کنید.
خداوندابه حق دلهای پاک جوجوهای کوچولو و خوشکل صبا جون و تمام بچه های بیمار روشفا بده
پارسال بودی هيچ ساله
...حالا شدی يك ساله چند تا بهارو دیدی چندتا خزون و دیدی ![]()
امروز میدونید چه خبره آره درس حدس زدید تولد جوجو خوشکله ست . هر کی جوجو رو دوست داره زود بیاد به جشن مهمونی اگه دیر برسید مهمونی تموم میشه ها
جوجوی خوشکلم دیگه یکساله شده و بزرگ شده حالا دیگه شمارش لحظه لحظه های زندگی قشنگش رو باید به سال بگیم . یادش بخیر انگار همین دیروز بود که نازنینم پاش رو تو این دنیا گذاشت و دل ما رو شاد کرد و زندگی ما رو لذت بخش تر کرد . نازنین دلبندم تو اولین سال تولدت اتفاقهای خوب و بد زیادی افتاد که ذکرشون رو اینجا مناسب نمیدونم و دوست دارم وقتی بزرگ شدی خودم بهت بگم . دوست دارم خودم حضوری بهت بگم و تو از چشمام بخونی که چقدر عمق حادثه زیاد بود و دل خانواده ما رو غمگین کرد ..
نازنین دلبندم حالا که تو یکساله شدی دوست دارم
بهت بگم که تو دیگه واسه خودت مرد شدی خوشکلم دوست دارم بهت بگم خیلی دوست دارم
بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی تو دل من جاداری عزیزکم بخدامن میمیرم برات عزیز خاله جگر . خاله فدات شم هستی من مطمئنم تو هم منو به اندازه ای که من دوست دارم دوست داری![]()
نازنین خاله بی صبرانه منتظر تولدت بودم تا تو شکم مامانی بودی از تکون خوردنت من و آقای پدر خیلی لذت میبردیم و بعدش که بدنیا اومدی از دیدنت سیرنمی شدیم و بعد گریه هات ، خنده هات ، غلت خوردنت ، چارچنگولي رفتنت (عليرضا : اه خاله نداشتيم ها ) (خاله : باشه بابا شوخي كردم قشنگم خوب بخاطر امروز كه روز عليرضا ست يه خاله خوب ميشم )چهار دست و پا رفتن ، دندون درآوردنت ، غذا خوردنت ، حرف زدن قاطي و پاطي قشنگت ، از همه مهمتر راه رفتنت وكلي كارهاي قشنگ كه مثل مادر ها و پدرها و خاله هاي ديگه بي صبرانه منتظر بوديم و هستيم تا تو انجام بدي و ما رو خوشحال كني . كوچولو و موچولوي من تولدت مبارك و اينو بدون ما همگي دوست داريم و عاشقانه منتظر روز به روز بزرگترشدنت هستيم و از خداي منان كه تو رو به ما داد ميخوايم كه تو هميشه سالم و تندرست باشي كه آروزي قلبي ماست .آمين يارب العالمين ![]()

امروزميخوام ۲ تا از دوستاي عليرضا رو بهتون معرفي كنم.ببينيدو لذت ببريدازكوچولوهاي دوست داشتني
ببينيد چه دوستاي خوبي دارم

سلام درسا جون لالايي كن تا مامانت راحت باشه بزار وقتي بزرگتر شدي اونوقت مثل ... تلافي كن![]()

درسا جون الان ۱۵ روزشه و اين عكسها مال ۷ روزگي شه . اين خواهرزاده خاله آزي ها! يادتون هست؟

سلام هاني جون
بجه بيا پايين الان مي افتي

هاني جون پسر استاد هنر خاله جون و دوست آقای پدره
الان ۷ ماهشه اين عكسش رو باباش ازش گرفته
چيه ميخواستي شيطوني نكني بلاخره مامان و اين خاله منم يه روزي همينجوري آويزون ميكنن![]()

امروز يه سري از عكسهاي جوجو رو گذاشتم . شكار لحظه در روزهاي مختلف
اينا رو داشته باشيد تا بعد ![]()
![]()
![]()
چيه عروسك خوشكلم گريه ميكني؟بيا تا بغلت كنم
اينجا ميخكوب تلويزيون شده بود
نازي عروسكم ديگه گريه نكن
اينقدر مهرهاي نماز رو دوست داره
عجب مهرهاي خوشمزه اي مخصوصا اگه از كربلا هم باشه
خاله تو هم ميخواي اگه ميخواي بفرما
ها ، رسيدم به اصل مطلب
از ۸ ماهگي به بعد عاشق تلويزيون شد مخصوصا بخش آهنگ هاش و اذان
همچين ميخش شده كه انگاري متوجه ميشه داره چي ميگه
آخ پام درد گرفت يه خورده ماساژش بدم تا خوب بشه
اينجا كلاه خاله زهرا رو روي سرش گذاشته بود باهاش چند تا عكس يادگاري گرفت
سيبش كه خوشمزه ست
بچه ها اين كلاه بهم مياد ؟ خوشتپ شدم؟
موهاش رو با يه گير كوچولو بسته بوديم
طرز نشستنش رو ببنيد آخره توجه
دايي جونش داشت با مادر خانمي حرف ميزد جوجو هم داشت با دقت گوش ميكرد
عاشق ماشن بازيه
حسن ختام عكسها و قشنگترين عكس انتخابي از طرف خانواده
شاهكار آقاي پدر

جوجو عزیزم یه دندون دیگه هم در آورد حالا شده ۷ تا دندون کوچولو و البته تیز و برنده
تجربش رو من دارم .
این عکسها رو عمه جون ازش گرفته حالا این شما و این شاهکارهای عمه کوچیکه

عمه جون تند تند عکسهای خوشکل بگیر تا این خاله حسودیش بشه

حالا دست دست

من نميدونم اين آب دهن بچه ها تا كي طول ميكشه![]()

ای چه کیفی میکنه این جوجو

جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ